السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
225
تفسير الميزان ( فارسي )
تُبْدَ لَكُمْ » ) * همانطورى كه بيان شد نهى قبلى را تتميم مىكند نه اينكه نهى را از سؤالات در حين نزول قرآن بردارد ، كما اينكه بعضى توهم كردهاند . و ثانيا جمله * ( « عَفَا اللَّه عَنْها » ) * جمله ايست مستقل و در مقام تعليل نهى از سؤال ، بنا بر اين با اينكه بحسب تركيب كلامى وصف نيست و ليكن نقش وصف را ايفا مىكند ، و ثالثا وجه اينكه در آخر كلام فرمود * ( « وَاللَّه غَفُورٌ حَلِيمٌ » ) * با اينكه كلام مشتمل بر نهى است و جا ندارد در اين گونه مقامات امثال « غفور » و « حليم » به كار برده شود . اين است كه اگر نهى فرمود از سؤالات كذايى از باب رحمت و عفو و مغفرت بود ، در حقيقت برگشت اين دو اسم به مفاد عفوى است كه در * ( « عَفَا اللَّه عَنْها » ) * است ، نه به نهى كه در آيه است . * ( « قَدْ سَأَلَها قَوْمٌ مِنْ قَبْلِكُمْ ثُمَّ أَصْبَحُوا بِها كافِرِينَ » ) * كلمه سؤال هم به خودى خود متعدى مىشود و هم بوسيله لفظ « عن » ، هم گفته مىشود سؤال كرد آن را و هم سؤال كرد از آن ، كلمه « ثم » تراخى و بعديت بحسب ترتيب را مىرساند نه بحسب زمان ، حرف « با » در « بها » متعلق است به « كافرين » چون سياق آيه نهى از سؤالهايى است كه مربوط باشد به متعلقات احكام و قيود شرايع كه از آنها در موقع تشريع احكام اسمى برده نشده است ، بنا بر اين معناى « كفر » در اينجا كفر به احكام است ، چون اين سؤالات مستلزم دشواريهايى است در دين ، بقسمى كه نفوس را از دين گريزان و موجب كفر آنها مىشود ، احتمال هم دارد كه « با » در « بها » براى سببيت باشد ، و ليكن بعيد است . آيه شريفه گر چه از آن قومى كه قبل از اسلام در اثر اين گونه سؤالات كافر شدند اسمى نبرده ، و معلوم نكرده كه آنها چه كسانى و امت چه پيغمبرى بودهاند ، و ليكن داستانهايى در قرآن كريم هست كه مىتوان آن را با اقوامى تطبيق نمود ، مانند داستان مائده كه از داستانهاى ملت نصارا است و همچنين داستانهاى ديگرى از قوم موسى ( ع ) و ديگران . بحث روايتى در الدر المنثور است كه ابن جرير و ابو الشيخ و ابن مردويه از ابى هريره نقل كردهاند كه گفت : روزى رسول اللَّه ( ص ) براى ما خطبه خواند و فرمود : « ايها الناس » خداوند حج را بر شما واجب كرده ، عكاشة بن محصن اسدى از ميان جمعيت برخاست و عرض كرد : يا رسول اللَّه ! آيا همه ساله بر ما واجب است ؟ فرمود : اگر بگويم آرى همه ساله واجب مىشود و اگر واجب شد و شما انجام نداديد گمراه خواهيد شد . پس چيزى كه از من صادر